خرید بک لینک
بعضی حس ها هستن که هنوز تعریف نشدن،اسم ندارن،ظاهر خاصی هم ندارن،دقیق نمیتونی بگی که وقتی اون حس رو داری ناراحتی یا خوشحال،عصبی هستی یا آروم،خسته ای یا پرانرژی...کشیک صبح اورژانس داشتم با یکی از پرستار

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:26

من چیز زیادی در مورد عشق نمیدونم،فقط اینکه باید گذاشت همه چی روال عادی خودشو طی کنه.نه عجله کرد،نه تعلل.مثل 2 نفر که کنار هم دارن راه میرن.نه باید جلو زد و نه عقب افتاد.

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 3:15

نمیدونم چی پیش میاد
شاید ی روزی تو رو کنار خودم ببینم
شاید پا روی دلم بذارم
هیچ حالت بینابینی وجود نداره
ولی اینو میدونم که این روزایی که میگذره جزء بهترین روزای عمرمه و من هیچوقت انقدر زنده نبودم...

پ.ن : چنین زیبا چرایی؟...

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 3:15

میدونی،تولد نزدیک ترین اتفاق به واقعیت وجودی هر آدمیه.روزی که بودنت شروع میشه و معنی پیدا میکنه،از اثری که روی اطرافیانت میذاری و تغییری که روی محیط اطرافت ایجاد میکنی.اولی با اینکه چقدر تو رو به یاد دارن خودش رو نشون میده و دومی با ماندگار بودنت.من تولدای زیادی رفتم.تولد آدمایی که از بین خیلیا انتخابشون کردم که دوس

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 3:15

در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و نه آفتاب ،
ما
بیرون زمان ایستاده ایم
با دشنه ای تلخ
در گرده هامان
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی گوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مردگان خویش
نظر می بندیم
با طرح خنده ای ،
و نوبت خود را انتظار میکشیم
بی هیچ خنده ای !

شاملو

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 3:15

بالاخره شروع شددیشب اولین کشیکمو گذروندم و الان پست کشیکم.یکم سخت بود.کلا بخش قلب هم استرس زیادی داره هم لود کاری بالا،ولی خدا رو شکر دیروز ی مقدار خلوت بود.البته نه خلوته خلوت.ریت شکوندیم!فالت مالتم کم ندادیم :))البته غیر از این هم انتظار نمیرفت.فردا هم باید نزدیکای 5 صبح بیدار شم برم بیمارستان با رزیدنت مریض ببینی

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 3:15

صفحه بندی